تبليغاتX
اندر حكايت روستاوندي

اندر حكايت روستاوندي

گذران در تاج‌آباد سفلي

گزارش دوم صندوق وام دانشجويي زانيار

صندوق وام دانشجويي زانيار در كنار ساير فعاليتهاي اين نهاد به فعاليت خود ادامه مي دهد. در نيمه‌ي دوم سال تحصيلي 90-91 فعاليت اين صندوق به شرح زير بوده است:

دريافتي‌ها:

آقاي ع . ت از قزوين                                مبلغ : 500 هزار تومان بهمن ماه 90

انجمن خيريه آزيران                                 مبلغ : 380 هزار تومان بهمن ماه  90

انجمن خيريه آزيران از ابتداي فعاليتهاي زانيار حامي آن بوده و مبالغ اهدايي اين انجمن در ساير فعاليتهاي اين موسسه نيز - با نظر اعضاي گروه - هزينه مي‌گردد

خانم م  ساكن همدان                            مبلغ 100 هزار تومان دي ماه 90

( ايشان هم همانند گروه آزيران از ابتداي تاسيس زانيار همواره به صورت مادي و معنوي حامي فعاليتهاي آن بوده اند) ايشان ابتدا بدون اعلام نام كمك كردند و پس از درخواست اينجانب در وبلاگ مبني بر : لطفا براي سهولت در كار ثبت دفتر و همچنين تعيين محل هزينه كرد مبلغ اهدايي مرا با هويت واقعي يا در صورت عدم تمايل با نام مستعار مطلع نماييد؛ خبر دادند كه مبلغ مذكور توسط ايشان واريز و جهت مصرف در وام دانشجويي اهدا شده است.

آقاي ه . س از نور                                  مبلغ 100 هزار تومان بهمن ماه 90

انجمن خيريه آزيران                                 مبلغ 380 هزار تومان بهمن ماه  90

خانم م . د از تهران                                 مبلغ 200 هزار تومان اسفند ماه 90

آقاي م . ب از اهالي تاج‌آباد و ساكن تهران    مبلغ 50 هزار تومان فروردين ماه 91

آقاي ح .س . ا از ساكنين تاج آباد               مبلغ 70 هزار تومان فروردين ماه 91

انجمن خيريه آزيران                                 مبلغ 315 هزار تومان ارديبهشت ماه 91

هزينه‌كرد:

 وام گيرنده‌ها:

خانم ل . ف از استان لرستان دانشجوي دامپزشكي دانشگاه بوعلي سينا همدان         مبلغ 200 هزار تومان (ايشان مدت يكسال است به صورت داوطلبانه در مقطع دبيرستان موسسه زانيار تدريس مي‌كند)

خانم م . س . ب دانش‌آموز پيش دانشگاهي                              مبلغ 100 هزار تومان

خانم ر . س . ب دانشجوي دامپزشكي دانشگاه بوعلي همدان        مبلغ 200 هزار تومان

خانم ه . ع . ز   دانشجوي علوم انساني پيام نور همدان                 مبلغ 250 هزار تومان

آقاي و . ز . ك دانشجوي فناوري اطلاعات دانشگاه پيام نور همدان     مبلغ 200 هزار تومان

پرداختي بابت حقوق :

خانم م . ن   معلم كلاس سوادآموزي                                        مبلغ 200 هزار تومان



برچسب‌ها: صندوق وام دانشجويي, سواد‌آموزي, موسسه زانيار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 20:7  توسط قباد یاری 

وقفه در برگزاري كلاس سوادآموزي

 سه ماه از برگزاري كلاس نهضت سوادآموزي مي گذرد. سوادآموزان با رغبت خيلي خوبي سر كلاس حاضر مي شوند، هر بار كه يك نفرشان را مي بينيم يا سر كلاس مي روم با اشتياق از روند سواددار شدنشان صحبت مي كنند. تاج‌الملوك 50 ساله از تمريناتش مي گفت و اينكه دختر و پسرهاش چقدر كمكش مي كنند و بهجت 38 ساله كه همزمان در نانوايي هم كار مي كنه(سرپرست خانواده است) از اينكه داره مي خونه و مي نويسه و طيبه از اميدواريش براي ادامه تحصيل در مقاطع بعدي مي گفت و ... و من هم از اميدواري به آينده اين دوره خوشحاليم را پنهان نمي كنم.

  اما معلم‌شان - كه شوهرش به خاطر بيماري كليه‌ در بيمارستان بستري است - در حال مهيا كردن شرايط عمل پيوند كليه است و از چند روز مانده به سال 91 تا كنون نتوانسته سر كلاس حاضر شود . بعد از تعطيلات نوروز سميه تدريس را بر عهده گرفت و كار ادامه پيدا كرد. سميه خانم 28 ساله‌اي است كه خودش براي امتحان جامع سوم راهنمايي در مجموعه زانيار درس مي خواند و در نبود مريم تدريس كلاس سوادآموزي را بر عهده گرفته است - هر چند اوايل دانش‌آموزان به سختي با معلم جديدشان كنار آمدند اما به مرور همه چيز به حالت عادي بازگشت -

  روز معلم بر اين معلم‌هاي گرامي و همه‌ي معلم‌هاي عزيز مبارك


برچسب‌ها: مدرسه زانيار, روز معلم, سوادآموزي
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:14  توسط قباد یاری 

به مناسبت نوروز 1391

سال نو مبارک

  روزهای پایانی سال 90 و روزهای آغازین سال 91 در خانه ما و خیلی از اطرافیانم نشانی از عید نمی دیدیم، آدمهای گرفته با صورتهای غمگین و کمی شرمنده - از خانواده - خیلی دلگیر بودم و با دیدن این وضعیت دلگیرتر هم می شدم. اما با آغاز بهار و گرم شدن هوا و بویژه قطع شدن کولاک و برف آرام آرام احساس دیگری آمد و این تغییر احساس را در اطرافیانم هم می دیدیم. 

  در سال جهاد اقتصادی برای یافتن کار تقلای زیادی زدیم، اما کمتر یافتیم. همدان، اسلام آباد غرب، بویین زهرا، زاویه، فرون آباد و ... را برای کار در کوره ی آجرپزی رفتیم اما هیچ کدام برایمان کار نشد یا مزد بسیار کمی دادند یا کارشان تمام می شد - مشتری نداشتند - . 

   اصلا سر در نمی آورم بعد از سی و چند سال از انقلابی شکوهمند و با این همه رشد اقتصادی و توسعه انسانی و ابداعات و ابتکارات مکرری که تلویزیون می گوید چرا برای خرید عید عزا گرفتیم و از آن هم جالبتر اینکه چرا هنوز به کار جهادی محتاجیم و جز با جهاد نمی شود برای این مردمان کاری انجام داد!؟

   به این صورت بود که برای ما عید نوروز، اتفاق ویژه ای به نظر نمی آمد که با آمدنش خوشحال شویم بلکه فقط کمی شرمندگی به زندگی مان افزوده شده بود و لاغیر.

    اما با گذشت چند روز از تعطیلات انگار طبیعت تاثیر خودش را گذاشت و حال و هوای ما هم مثل طبیعت به شد.

    در روستا یک گروه رقص محلی - هلپرکی - آغاز به کار کرده که در پستهای بعدی شرح کاملی از آن خواهم نوشت. این خبر هم روی حال خوشی ما بی تاثیر نبود.

  امیدوارم سال نیکویی باشد خالی از جنگ و دروغ و دغل و پر از برخورداری و شادی و آگاهی

 


برچسب‌ها: گروه هلپرکی سیران, احوال روستاوندی, عید نوروز, جهاد
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 9:16  توسط قباد یاری 

حساب صندوق وام دانشجویی در بانک کارآفرینی

شماره حساب صندوق وام دانشجویی:    0500135515609        در بانک کارآفرینی

شماره کارت همان حساب:               6274881300622643

پی نوشت

توضیح: روز دوشنبه 10 بهمن ما مبلغ یکصد هزار تومان به حساب صندوق واریز گردید لذا لازم است خدمت دوستان مطالبی را عرض کنم:

 1 :

  - از دوستان عزیزی که از این صندوق حمایت مالی می کنند تقاضا می شود، اعلام کنند که چه رقمی و توسط چه کسی اهدا گردیده و تمایل دارند در کدام بخش از موسسه زانیار هزینه شود، تا در زمان مقتضی برای گزارش هزینه کرد آن مبالغ، شفاف سازی لازم انجام گیرد، با توجه به اینکه تا کنون هیچ کدام از افراد حقیقی حمایت کننده تمایلی برای نام بردن از ایشان ابراز نکرده اند ما نیز نامی از آنان نبرده ایم اما برای ثبت در دفاتر این موسسه لازم است نام ، نشانی - یا دست کم محل زندگی، در صورت تمایل اطلاعات تماس - شماره تماس یا آدرس ایمیل - درج شود. لطفا اطلاعات مورد نظرتان را در صفحه نظرات خصوصی درج نمایید یا به آدرس ایمیل من ارسال نمایید:

qobadyari(@)gmail.com

 2 :

  آن دسته از دوستان عزیزی که می خواهند در گمنامی از این موسسه حمایت نمایند، لطفا با نام مستعار خود را معرفی و مبلغ اهدایی را درج و محل صرف کمکشان را معین نمایند - 

3 - به علت محدودیتهای بانک کارآفرینی دارد - از جمله شعبات محدود - شماره حساب دیگری هم معرفی می گردد.

شماره حساب بانک ملت :       188177281  

شماره کارت حساب ملت:   6104337021602121

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 20:25  توسط قباد یاری 

گزارش نخست - صندوق وام دانشجویی زانیار-

  صندوق وام دانشجویی زانیار که از سال نود برای کمک به ادامه تحصیل دانش آموزان مستعد تحصیل و نیازمند حمایت تاسیس گردیده است، طی 5 ماه فعالیت خود توانسته دوره موفقیت آمیزی را طی کند که شرح آن در ادامه درج می شود:

 کمکهای دریافتی :

1 - خانم آ.ک از تهران مبلغ 50 هزار تومان

2 - خانم م.د از تهران مبلغ 500 هزار تومان

3 - آقای سید ه.ع از تویسرکان مبلغ 50 هزار تومان

4 - آقای ج.ن از همدان مبلغ 70 هزار تومان

5 - گروه خیریه آزایران از استرالیا مبلغ 300 هزار تومان - که از مصرف این مبلغ برخی هزینه های جانبی مجموعه زانیار هم پوشش داده می شود-.

6 - آقای ص.ش از تاج آباد سفلی مبلغ 50 هزار تومان

وامهای پرداختی:

1 - خانم ر - س دانشجوی دامپزشکی دانشگاه بوعلی همدان مبلغ 200 هزار تومان

2 - خانم م - س پیش دانشگاهی مبلغ 100 هزار تومان

3 - آقای و - ز دانشجوی آی تی دانشگاه پیام نور مبلغ 200 هزار تومان

    از آنجایی که این صندوق تازه تاسیس به صورت غیر حرفه ای مدیریت می شود هنوز برای اداره آن، نحوه ی تنظیم پرونده برای وام گیرندگان و دریافت ضمانت، نحوه بازپرداخت وام و ... نیاز به حمایت فکری هم دارد لذا از کسانی که برای این دست فعالیت ها علاقه ، وقت و توان لازم را دارند تقاضای کمک دارم.

 و از همه ی کسانی که به این فعالیت یاری رسانده اند سپاسگزارم

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 12:28  توسط قباد یاری 

سوادآموزی در زانیار

  

f472ez14zveir7e65j.jpg

از آغاز تاسیس مدرسه زانیار در روستای تاج آباد برای خانم هایی که از تحصیل در مقاطع راهنمایی و دبیرستان به علت نبود امکانات محروم بودند، در فکر این بودیم که برای بانوان بیسواد روستا هم کلاس برگزار کنیم، تا امسال موفق به این کار نشدیم اما امسال زمانی که متقاضی زیاد شده بود کلاس را تشکیل دادیم.

  نهضت سوادآموزی که مسئول این کار است به دلایل فراوان موفقیت قابل توجهی نداشت، از جمله عدم احساس نیاز در قشر هدف، استفاده از آموزشیاران غیر بومی که به علت تردد از محل زندگی تا محل خدمت قادر به تطبیق ساعات تدریس با ساعات بیکاری روستائیان با استقبال همراه نمی شد، سهل انگاری در امر آموزش از سوی آموزشیاران، عدم برگزاری آزمون مناسب برای ارائه مدرک به سوادآموزان، عدم نظارت از سوی اداره ی شهرستان بر نحوه ی آموزش و ... و اکنون هم که به صورت جدی اینکار در حال انجام است نهضت سواد آموزی قادر به پوشش هزینه های برگزاری این کلاسها نیست زیرا در نرم افزار اداره مذکور این افراد باسواد هستند - این را مدیر اداره نهضت سوادآموزی شهرستان بهار (خانم الف) و نیز معاون مدیر کل نهضت سوادآموزی استان همدان(آقای قاف) گفتند - اما عملا قادر به خواندن و نوشتن یک عبارت هم نیستند، از اینها جالبتر اینکه سال گذشته جشن ریشه کنی بیسوادی در شهرستان بهار گرفته اند!

  به هر جهت ما امسال کلاس را با 14 دانش آموز تشکیل دادیم و معلم آنها هم - برخلاف سایر معلمهای مجموعه ی زانیار - همکاری خود را منوط بر دریافت حقوق ثابت کرد. همسر ایشان به علت بیماری کلیوی قادر به کار نیست و به صورت هفتگی دوبار تحت دیالیز قرار می گیرد بنابراین قرار بر این شد که هر دانش آموز ماهیانه 5 هزار تومان به مدیر کانون پرداخت نموده تا حقوق ماهیانه 70 هزار تومان خانم معلم تامین شود. از طرفی چون نگران این بودیم که مبادا به خاطر عدم توان پرداخت مبلغ 5 هزار تومان از سویآنها، برخی از دانش آموزان از ادامه ی شرکت در کلاس منصرف شوند به همین خاطر قرار شد ماهیانه هایشان را به مدیر کانون تحویل داده و کسری آن از سایر منابع تامین شود.

  سن دانش آموزان کلاس سوادآموزی بین 25 تا 53 سال است و هفته ای چهار روز کلاس تشکیل می شود.



برچسب‌ها: مدرسه زانیار
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 22:44  توسط قباد یاری 

بلاگر از دسترس خارج شده

  گاهی اوقات با ای او ال، گاهی وقتها با اولترا و ابزارهای تلفن همراه و خلاصه با هر مشقتی فضای بلاگر را باز می کردم و هر از گاهی اعلام می کردم که در این نقطه از ایران هنوز افرادی هستند که نفس می کشند، درس می خوانند، برای اشتغال برنامه دارند و کلا زندگی جریان دارد. اما این اواخر - چند ماهه - فضای بلاگر بکلی از دسترس خارج شده و نمی شود آنجا نوشت. 
  دوستانی کمک کرده اند و برای معرفی برنامه های فرهنگی و اجتماعی ای که در کتابخانه زانیار انجام می گیرد دامنه ای تدارک دیده اند - zaniar.org - اما این آدرس هنوز متولد نشده مرده  - ف ی ل ت ر است - واقعا که سر سیما 1 مانده ام.
  به هر حال برای اطلاع رسانی در مورد فعالیتهای زانیار از این به بعد اینجا می نویسم، تا کی؟ خدا می داند، در فضای کنونی برای یک روز آینده هم نمی توانی با قاطعیت حرف بزنی.
  کم نیستند افرادی که یگانه راه نجات و صد البته پایدار- از وضع کنونی و نابسامانی های روز به افزایش- را افزودن بر میزان دانایی افراد می دانند و در این راه - آنانی که با این حرکت آشنا شده اند - به هر طریقی یاوری رسانده اند، بنابراین به حکم وظیفه سعی می کنم گزارش مناسبی - در حد بضاعت - از فعالیتهای این نهاد نوپا -و همچنین از بابت تشکر از انسانهای پاکی که حامی آن بودند - درج کنم.



سرسیما : واژه ای کردی است معادل حیران شدن و دمق ماندن و بیشترین کاربردش برای زمانی است که در اثر بهت آور بودن محیط اطراف، به معنی واقعی کلمه مستاصل شوی.


برچسب‌ها: کتابخانه زانیار
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 15:6  توسط قباد یاری 

زمستان است و سرما سخت سوزان است ... و نفت كوپني!


روستاي ما گاز خانگي ندارد، سوخت منازل نفت و گازوييل است، سالهاي گذشته شعبه‌ي نفت يك ابتكاري به خرج داد و كسي صف نفت نمي‌رفت: روستا 700 خانواري به 5 منطقه تقسيم شده بود وقتي نوبتشان مي‌شد، توسط متصدي شعبه ، بوسيله‌ي تراكتوري كه براي اين كار خريداري شده بود نفت به درب منازل برده مي‌شد، سه سالي مي‌شود كه ديگر سر صف نفت كسي دستش نشكسته بود، كسي شيلنگ نفت را روي ديگري نمي‌گرفت، به هم فحش نمي‌دادند و خلاصه يه نوع رفاه ! و آسايش براي مردم روستا ايجاد شده بود تا اينكه ....
ثبت‌نام كوپن سوخت در ترفةلعيني ! انجام شد، تعدادي (40 درصد) از كوپن هاي سوخت اهالي آمده، هوا كه سرد بود، سردتر هم شد، نفت هم كه گران است، پول يارانه نقدي هم كه تمام شده ! حالا ما مونديم و صف نفت و ... گل و لاي است كه از سر و كولمان بالا مي‌رود تا بتوانيم يك بشكه نفت ببريم خانه!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 7:48  توسط قباد یاری 

حكايتي است! روستاوندي ما

  تا مي‌خواد دستم روان بشه، تا ميام نوشته‌هامو به چهار نفر معرفي كنم، تا با فضاي وبلاگم آشنا مي‌شم و بهش عادت مي‌كنم، يا به زور رانده مي‌شم يا في لترش مي‌كنند، شايد هم من، دارم اشتباه مي‌كنم! پيش از اين فكر مي‌كردم به طور قطع بايستي خيلي كار مهمي كرده باشي تا از جايي رانده بشي، يا آدم خيلي خلافكاري باشي تا از كار بيرونت كنند يا اگر وبلاگي را مي‌بستند فكر مي‌كردم بي‌ترديد حرفهاي مهمي زده كه بستنش اما حالا اينجوري فكر نمي‌كنم‏، تازه فهميدم اگر توي سيستمي كار كني بايستي همرنگ بقيه عوامل بشي و گرنه رانده مي‌شي - مثل اون بنده خدايي كه رفته بود شهري كه همه خودشان را مي‌خاراندند و وقتي ديدند مهمانشان خودش را نمي‌خارانه، قرنطينه‌ش كردند-  و براي في لتر شدن وبلاگت، كافي‌ست خود نويسنده براي ف ي لتر شدن جامع‌الشرايط باشه!

  يه زماني براي همدردي كردن با محمد دوريش - وقتي وبلاگش رو بستند - گفتم: شما فقط وبلاگت فيل تره اما من خودم هم فيل تر شدم! دارم به خودم اميدوار مي‌شم! كه حرف درستي زدم - يا شايد از دستم دررفته  باشه! -

  به هر حال ما كه داريم ادامه مي‌دهيم و مي‌خواهيم براي حوادث بعدي كه برام رخ مي‌ده يك تريبون - سهل‌الوصول! - داشته باشم.


برچسب‌ها: احوال روستاوندی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 15:0  توسط قباد یاری